اوضا خوب نیست
دستهبندی شده در حرف های خودم در بهمن.۲۶, ۱۳۸۷
امروز فهمیدم این ترم مشروط میشم، اونم بد جور! خلاصه که کلی ضد حال خوردم. نمیدونم چرا دیگه حال درس خوندن ندارم شایدم حال درس خوندن این مدلی رو ندارم! اما دارم این مطلب رو مینویسم که یادم باشه چه حسی داشتم تا دیگه این قضیه تکرار نشه!
جالبترین قسمت ماجرا این بود که ۲هفته قبل از امتحانها همه چیز رو تعطیل کردم که مثلا بشینم درس بخونم اما کل اون ۲هفته رو الکی چرخیدم و دست به کتابها نزدم! برنامه ریخته بودم برای درس خوندن اما از کل برنامه یکی از قسمتهاش رو انجام دادم. خوب باید هم نتیجهش این باشه! خلاصه این ترم پشت دستم رو داغ کردم که دیگه از این کارا نکنم! شده روزی ۳۰دقیقه درس بخونم. البته این تصمیم رو با پیشنهاد من و همراهی علی (یکی از هم کلاسیها) گرفتیم که مثل آدم درس بخونیم.
با اینکه از هیچ امیدی به این درسها ندارم اما هر طور شده باید این مدرک آشغال (خیلی خوبه که خودم میدونم آشغاله، نه؟) رو بگیرم که وقتی خواستم درست کار کنم همه دنبال این آشغال میگردن!


بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۳۵
به به ! تو هم که گل کاشتی :دی
نگران نباش منم ترم قبل مثل تو بودم :پی
درکت می کنم
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۵۵
بد فرم فقط ۱ درس قبول شدم
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۲۰:۴۷
انشاءالله جبران می کنی
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۵۶
انشاالله! ممنون
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۳۲
البته تا زمانی که شما مشروط رو مشروت مینویسی بایدم اوضا خوب نباشه :دی
بهمن ۲۶م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۵۸
هاها! هیچ وقت دیکتهام خوب نبود! البته درستش کردم. ممنون
بهمن ۲۷م, ۱۳۸۷ در ۱۰:۵۸
یادمه همیشه آخر ترمها به این نتیجه میرسیدم که عجب خریتی کردم از اول ترم روزی نیم ساعت نخوندم، اول ترم بعد با یکی از دوستان تصمیم میگرفتیم این ترم درس بخونیم
)
…
و آخر ترم دوباره به همون نتیجه میرسیدم
اسفند ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۲:۴۹
واقعا درس خوندن جز استرس و پشیمونی و از این بیماری های روانی برای انسان ]چیز دیگه ای به بار نمی آره این فقط رسم غلط همه ی خانواده هاست که آدم ر به زور وادار میکنند به چیزی که خودشون هم می دونند مدرک این دوره آشغال هستش مدرک هم مدرک های قدیم البته نامیدتان نمی کنم انشاالله پروفسور میشوید
اسفند ۳م, ۱۳۸۷ در ۱۵:۲۹
موافقم ۱۰۰٪ اصلا این مدل درس خوندن هیچ فایده ای نداره! اگه داشت وقتی طرف از دانشگاه میومد بیرون یه چیزی بارش بود. اصلا این درسهایی که تو دانشگاهها یاد میدن رو نمیدونم کدوم کلنگی انتخاب میکنه! مثلا اخلاق اسلامی فهرست درسهای رشته نرمافزار چی کار میکنه! اگه میخواست از اینا بخونه میرفت آخوند میشد.
اسفند ۶م, ۱۳۸۷ در ۱۸:۱۳
به به , حد اقل انرژی منفی خودت به خودن نده بزار مدرک رو که گرفتی بگو این جوری بود و اونجوری بود . باور کن روانشناسا میگن
اسفند ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۱۴:۵۷
ba tavakol be khoda movafagh mishid in term.
اسفند ۱۰م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۳۹
یکی می پرسد : اندوه تو از چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟ برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست
ی موقعی تحویل میگرفتین سر میزدین من را ببخشید که شتر مرغ دم دشتم نبود براتون قربانی کنم فکر کنم بخاطر این نمیاین!
اسفند ۱۲م, ۱۳۸۷ در ۲۱:۲۸
): منتظر عزیزی باش که اگه حتی در ساده ترین لباس بودی ، حاضر باشه تو را به همه دنیا نشون بده و بگوید که : این دنیای منه
اسفند ۲۹م, ۱۳۸۷ در ۲۳:۰۴
ey baba bazam moshkelate zendegi ziyad be khodet sakht nagir belakhare pish miyad
vali bare termhaye badi bishtar saye kon
be web loge manam sar bezan
adresesh:http://nafass.pib.ir/
فروردین ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۸:۳۵
سلام!آره خوب منم دیگه از عید خوشم نمیاد!
ولی خوب از این خوشحال هستم که سال ۱۳۸۷ تموم شد آخه بد ترین سال عمرم بود!
و خوشحال از این که سال جدید داره میاد و اون همه اتفاق بد توی سال ۸۷ بلاخره تموم شد و به خاطره پیوست البته که بعضی هنوزم ادامه داره!!!
بازم مرسی که به وبلاگم سر زدی
فروردین ۱۱م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۵۷
mersi ke oomadi o sariee be soalam javab dadid
are khob ye kam taghiresh dadam
bazam merci az komaki ke kardi!!!
خرداد ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۴
فکرکنم حالا دیگ داری امتحاناتو میدی مگه رشتت چیه که میگی اشغاله لابد دبیرستان رشت انسانی بوه نه؟ ان شاالله این ترمواس میکنی.