دانشگاه بزرگترین مشکل زندگی من
دستهبندی شده در حرف های خودم در آبان.۰۲, ۱۳۸۸
خداوکیلی دیگه انرژی خوندن درسهای چرت عمومی و درسهای بی ارزش تخصصی رو ندارم. اعتراف میکنم بزرگترین اشتباه زندگیم تا این لحظه انتخاب رشتهی نرمافزار بوده. رسما دیگه هیچ دلیلی برای ادامهی این روند نمیبینم این ترم هم که ۱ماه گذشته من هنوز انتخاب واحد نکردم (ها ها). تصمیم گرفتم دیگه وقتم رو صرف ادامه تحصیل در رشتهی نرمافزار نکنم چون همون طور که گفتم چیزی برای یاد دادن ندارن، در نتیجه واحدهای معادل کاردانی رو که تموم کردم انصراف میدم، گور بابای کارشناسی. تا اون موقع هم به احتمال زیاد پدرم از کار افتادگی گرفته و من میتونم سربازی رو بپیچونم، اگه مواردی که گفتم همون طور شده بودن که میخواستم، میرم دنبال یه رشتهای که لذت ببرم ازش مثل روانپزشکی. البته کار اصلیم که برنامه نویسی / مدیریت پروژه هست رو ادامه میدم اما دیگه دوست ندارم رشتهی دانشگاهیم نرمافزار باشه.
یه چیزی رو هم اضافه کنم که در حال آماده کردن یک نرمافزار هستیم و مجبور شدم بعد از ۵-۶ سال دوباره از جاوا استفاده کنم (یادمه سوم راهنمایی و اول دبیرستان کد میزدم باهاش) شاید دوباره به صورت جدی رفتم دنبال جاوا البته هنوز تصمیم جدی ندارم.


آبان ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۹
سلام قربان خسته نباشید .من کاربر قالب شما هستم در آفتاب بلاگ قالب شکیل و سنگینیه خیلی خوبه اما یه ذره مشکلات داره می خواستم ببینم به روز رسانی نمیشه یا مثلا مدل های دیگه ای طراحی نمیشه به همین سنگینی و وقار ؟ آخه بقیه قالب ها همشون جلف و حجیم اند .ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
آبان ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۱۹
سلام پندار جان
خیر، بنده بیشتر از ۲ سال هست که دیگه این کار رو انجام نمیدم. یکی از دوستانم تعدادی قالب طراحی کردن شاید از اونها خوشتون بیاد، بد نیست یک نگاهی به قالبهاشون بندازین
http://it.golenarges.com/?category_name=w-aftablogthemes
آبان ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۳:۱۰
سلام مهندس. تو هم میخوای بری روانشناسی؟!؟!؟! علی که رفت
صلاح مملکت خویش خسروان دانند. روانشناس که شدی حتما یه نوبت باید بگیرم ازت
آبان ۲م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۱۰
سلام مهندس. کلا میخوامت. دادا این قسمت رو داشته باش که هنوز انتخاب واحد نکردم
احتمالا بیام دانشگاه طرف میگه برگ فوتت رو هم ما دیدیم lol
آبان ۴م, ۱۳۸۸ در ۲۰:۲۴
آقا منم به درد شما دچارم منتها با دو تفاوت. اول که رشته تخیلی تر از اونی هست که بشه فکرش رو کرد که اونم برق با گرایش مخابراته. و دوم اینکه من روم نمیشه از رشته انصراف بدم
) و از همه اینا بدتر اجازه تغییر رشته رو هم نمیدن
آبان ۵م, ۱۳۸۸ در ۰۰:۳۴
نمیدونم رشتهی شما چطوریاس اما به نظرم مهم اینه که یه چیزی به اونی که خیر سرش میره دانشگاه یاد بدن. الان شما چنتا مهندس نرمافزار میشناسی که ۵ خط کد نمیتونه بنویسه؟ بزرگترین مشکل من با رشتهی خودم همینه. پس حالا که چیزی یاد نمیگیرم حداقل میرم دنبال چیزی که دوست داشته باشم و ازش چیزی ندونم. شاید مقدمهای شد که خودم یاد بگیرمش چون هیچ رشته / دانشگاهی (حداقل توی ایران) نمیشناسم که واقعا دانشجویی که ازش میاد بیرون چیزی از دانشگاه و استادها (در اکثر مواقع احمق) یاد گرفته باشه. منم برای تغییر رشته هدفم این نیست که برم دانشگاه روانشناسی یاد بگریم. شاید یه دری روم باز کنه که بتونم به هدفم برسم. خودش که خاصیتی نداره
آذر ۵م, ۱۳۸۸ در ۲۲:۱۶
روزبه تو کارشناسی هستی و میخوای انصراف بدی؛ من که کاردانیم هم همینطور! بهترین راه به نظر من رفتن به یه رشته دیگه نیست. رفتن به خارجه!
آذر ۷م, ۱۳۸۸ در ۱۹:۲۴
سلام آقا میتونی راهنمایی کنی که چطوری میشه تو سی شارپ با بانک ها ی اطلاعاتی کار کرد؟ یک منبعی چیزی معرفی کنید لطفا
آدرس ایمیلم
mohammadehamidi@yahoo.com
ممنون
آذر ۷م, ۱۳۸۸ در ۲۱:۵۸
سلام
عزیز فکر میکنم گوگل بهترین دوست شماست
آذر ۸م, ۱۳۸۸ در ۱۷:۱۱
به نظر من مشکل رو خیلی بزرگ می کنی
شاید خیلی ها نظرشون با شما یکی باشه