|
همه چیز ولی هیچ چیز |
اگر رنگ تیرهی زمینه شما را هنگام خواندن مطالب ناراحت می کند میتوانید روی
که کنار عنوان هر مطلب است کلیک کنید تا مطالب را با زمینهی سفید ببینید.
توجه کنید که این گزینه در مرورگرهای قدیمی مثل Internet Explorer 6 کار نمیکند.
|
میدانیم گنو یک حرکت نرمافزاری نبود: بلکه یک حرکت اجتماعی بود برای استفاده و تولید نرمافزار آزاد. اما چندی است توزیعهایی به وجود آمده اند که این نکتهی بسیار مهم را فراموش کرده اند و مصرفگرایی را ترویج میدهند. جامعهی گنو، جامعهای است که خود نرمافزار را تولید میکند و خود آن را مصرف میکند. مقصودم از تولید نرمافزار شامل تمامی شاخ و برگهای آن است و از گسترش دادن نرمافزارها تا گزارش خطا و مستند نویسی. حال به نظر من توزیعهایی همانند اوبونتو اجتماعی بودن نرمافزار آزاد را فراموش کرده و فقط به دنبال جمع کردن کاربرهای بیشتر هستند و تقریبا تمام این کاربرها استفاده کنندهی محض هستند. کاربرانی که در مقابل استفاده از نرمافزارهای جامعهی گنو هیچ کاری برای جامعه انجام نمیدهند. از سوی دیگر توزیعهایی وجود دارند که مرحلهای از دستهی قبل بهتر عمل میکنند و کاربران را کمتر مصرفگرا میکنند همانندآرچ. اما باز هم من به این توزیعها ایراد آن را دارم که فقط و فقط به فکر توزیع خود هستند و کاری برای جامعهی اصلی و بزرگتر که تقریبا تمامی ابزارهای خود را از آن گرفتهاند انجام نمیدهند این توزیعها را با توزیعی همانند جنتو مقایسه کنید که جامعهی آن به گسترش کرنل و GCC کمک بسیار زیادی میکند. اگر این روش ادامه پیدا کند و این نوع توزیعها بیشتر شوند روزی خواهد رسید که جامعهی گنو نیازمند شرکتهایی چون ردهت، ناول یا کنونیکال خواهد شد و دیگر جامعهای نخواهد ماند. آن روز ما نیز با کاربران ویندوز تفاوتی نخواهیم داشت جز آنکه آنها به یک شرکت وابسته هستند و ما به مجموعهای از شرکتها. من حذف هر کدام از عنصرهای این جامعه که شامل شرکتها و کاربران فعال است را مضر میبینم و به آن اعتراض دارم. |

|
تعداد کسانی که میگویند شرکتهایی مثل ردهت یا ناول کاربرهای خودشان را موش آزمایشگاهی فرض میکنند کم نیستند و دلیل آن عدم آگاهی است. همان طور که میدانید گنو/لینوکس همانند ویندوز فقط یک شرکت/کمپانی آن را جلو نمیبرد و گسترش دهندههای گنو/لینوکس مجموعهی بزرگی از شرکتها و افراد آزاد هستند اما بزرگترین بخش توسعه مربوط به توسعه دهندگانی است که برای شرکتهایی چون ردهت، ناول و آیبیام کار میکنند: More than 70 percent of total contributions to the kernel come from developers working at a range of companies including Red Hat, IBM, Novell, Intel, Oracle, Fujitsu, among many others. برای نمونه ردهت به تنهایی ۱۴٪ از تغییرات کرنل ۲.۶.۳۱ را انجام داده است، پس تا این جا متوجه شدیم این شرکتها پایهی اصلی توزیعهای بیارزشی مثل آرچ (قارچ) را در اختیارشان میگذارند (بیارزش از نظر develop کردن). از آنجایی که این شرکتها خود پیشرو در زمینهی تولید نرمافزار هستند پس به روزترین نرمافزارهای تولید شده را در اختیار کاربران خود نیز میگذارند. حال به این نکته توجه کنید که این شرکتها تعداد زیادی مشتری دارند که نیاز به استفاده از توزیعی پایدار و پشتیبانی حرفهای دارند و استفاده از نرمافزارهای جدید، در آنها کار عاقلانهای نیست. به همین دلیل من (و دوستانی که از توزیعهای این شرکتها استفاده میکنند) با استفاده از این نرمافزارها و کمک به بهبود آنها به دو صورت به جامعهی گنو/لینوکس کمک میکنیم: ۱. این شرکتها بتوانند محصولاتی پایدار به مشتریان خود بدهند و بتوانند بهتر به گسترش گنو/لینوکس کمک کنند (این مورد را یک چرخه فرض کنید) ۲. با بهبود این نرمافزارها کاربران دیگر توزیعها نیز میتوانند از آنها استفاده کنند و از نرمافزارها و تکنولوژیهای روز استفاده کنند. اما موردی که بیشتر از همه مرا دلسرد میکند آن است که دوستان میگوید دوست دارند آخرین نرمافزارها را استفاده کند اما استفاده از آخرین نرمافزارها که در توزیعی مثل فدورا وجود دارد را موش آزمایشگاهی شدن میدانند و به گونهای سخن خود را نقض میکنند. توجه کنید که نبود این کمپانیها برای جامعهی گنو/لینوکس گران خواهد بود پس در عوض کمکی که آنها به جامعهی ما میکنند باید به فکر کسب درآمد خود نیز باشند پس لطفا بیشتر دقت کنید. منابع: Who Writes Linux and Who Supports It و Development statistics for 2.6.31 |

|
جمهوری اسلامی همیشه قانونهایش را به صورتی تعریف میکند که همهی افراد شامل محکومیت شوند اما فقط آنهایی را که دوست داشته باشد مجرم میداند. برای نمونه همین مصادیق محتوای مجرمانه که بر اساس آن همهی کسانی که من در دنیای مجازی میشناسم مجرم هستند. حتی دوستانی که طرفدار این حکومت هستند اما در وبلاگشان نظر دوستان مخالف حکومت را منتشر میکنند هم مجرم هستند. محارب بر اساس تعریف آقای خمینی یعنی: «کسی که سلاح خود را آخته و آماده سازد و به ترساندن مردم و سلب امنیت و ایجاد فساد در جامعه اقدام نماید خواه در صحرا باشد، یا در دریا، و یا درشهرها باشد یا در جادهها، شب باشد یا روز، زن باشد یا مرد، در همه حالات محارب نامیده میشود و احکام محاربه با خدا در مورد او اجرا میگردد». اما در قانون مجازات اسلامی آن قدر آن را عمومی کردهاند که عضویت در آن گروههایی که از نظرشان محارب هستند نیز ۳ماه تا ۵سال حبس دارد؛ چه کاری کرده باشد، چه کاری نکرده باشد. اگر همان صفحه ویکی که سخن آقای خمینی را نیز از آن برداشتم نگاه کنید میبینید که سخن خداوند در مورد کسانی است که مردم را به قتل میرساندند (جالب است که آقای خمینی هم به آن عمومیت بیشتری دادهاند). حال میخواهم بدانم سبزها چه کسی را کشته اند که محارب خوانده میشوند؟ یا بر اساس تعریف آقای خمینی، سبزها چه فسادی ایجاد کردهاند که محارب هستند؟ تعداد قوانینی که این گونه مبهم بوده یا همه را مجرم میدانند بسیار است و همین دلیلی میشود برای حکومت که به راحتی به کسی که دوست دارد برچسب بزند و وی را از سر راه بردارد. |