برنامه ریزی
دستهبندی شده در حرف های خودم در اردیبهشت.۱۲, ۱۳۸۹
بعد از مدتها که تلاش میکردم برنامه برای کارهایم داشته باشم و زمان را از دست ندهم فکر میکنم به نتیجهی خوبی رسیدهام. پیش از این، روزهایی میشد که صبح تا شب به نمایشگر خیره میشدم و هر چند ثانیه گوگل را دوباره بارگذاری میکردم و این در حالی بود که باید کار تحویل میدادم. آخر شب هم که میخواستم کارهای روزم را مرور کنم هیچ کاری انجام نداده بودم و این باعث میشد بیشتر در این وضعیت گرفتار شوم.
برای رهایی از این وضعیت هم روشهای بسیاری را آزمایش کرده بودم ولی نتیجهی دلخواهم را نگرفته بودم. با دیگر دوستانم هم صحبت کردم و بیشترشان نیز همین مشکل را داشتند اما نارسیس و اشکان راه حلهای خوبی پیشنهاد کردند و با کمی تغییر روشهایی که پیشنهاد کرده بودند به وضعیت بهتری نسبت به قبل رسیدم. البته از آنجایی که انسان کمالگرایی هستم هنوز راضی نیستم. در هر عکس زیر خلاصهی ساعتهایی است که از ۲۹ فروردین تا ۱۱ اردیبهشت (دیروز) با استفاده از Hamster applet ثبت کردهام. البته تعداد زیادی از جلسهها را فراموش کردهام ثبت کنم و روزانه ۲-۳ ساعت ورزش را نیز به آن اضافه کنید.
روشها/راهحلهای من را در این مطلب بخوانید.



اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ در ۰۹:۳۵
اولا خیلی خوشحالم که میبینم اون قالب قبلی رو عوض کردی بهروز عزیز.
بعدشم اگر یه مطلب جامع بنویسی در مورد مدریت کارهای شخصی و To do List و Calender و کلا برنامه ریزی تو لینوکس و مخصوصا از نوع گنوم (!) و معرفی تقویمهای جلالی واقعا ازت ممنون میشم و سجده میکنم در مقابلت!! منتظر روشهای جدیدی هم که برای مدریت زمان پیدا کردی هستم.
موفق باشی.
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ در ۰۹:۴۷
سلام دادا خیلی خاطرتو میخوام

البته خیالت راحت من اهل استان همسایمون نیستم
میخواستم بگم گفته هات خیلی رو من اثر کرد و روزهام خیلی بهتر شده گر چه هنوز هم بنظرم افتضاحه
منتظر مطالب مفصلترت در این باره هستم
علی یارت
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۳
wow
اینجا چه خبره ؟ روز شد ؟
بسیار خوب , پس منتظر ادامه ی داستان هستیم
اردیبهشت ۱۲م, ۱۳۸۹ در ۲۲:۳۱
استاد چطوری؟
یادت باشه هر سال حساب کن چقدر از عمرت رو خواب بودی!! ضمنا اندکی فرصت میدم تا این قالب رو عوض کنی که خیلی داغونه!
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۱۸:۲۶
دمت گرم. هنوز کامل نخوندم ولی ذوق زده ام ببینم به چه نتیجه ای رسیدی. چون دقیقا مشابه این مشکلو منم دارم
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۱۸:۲۷
خب خوندم… چرا کامل ننوشتی.. لطفا لینک این دوستانی که گفتی را بده… ممنون
اردیبهشت ۱۵م, ۱۳۸۹ در ۲۲:۲۴
به زودی بیشتر در این رابطه خواهم نوشت. آدرس وبلاگ اشکان و وبلاگ نرگس البته صحبتها در IRC بود و در وبلاگشان در این رابطه چیزی ننوشتهاند.
خرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ در ۰۱:۵۲
سپاس از مطلب خوبتون، به وبلاگ من هم سر بزنید و هموند شید.